Category: بازاریابی دیجیتال

کارآموزی دیحیتال مارکتینگ؛ قبل از رفتن به دوره کارآموزی این مطلب را بخوانید

دیجیتال مارکتینگ یکی از مهارت های جذابی هست که این روز ها خیلی اسمش به گوشمان می‌خورد. باگسترش فضای دیجیتال و دسترسی اکثر مردم به اینترنت کسب و کارها به سراغ فعالیت در این فضاها رفتند. همین باعث شده است که بازار اقبال خوبی نسبت به استخدام و جذب افرادی که دارای این مهارت هستند نشان دهد. از آن طرف کشش بازارکار باعث شده است که عده زیادی به دنبال یادگیری و اشتغال در این فضا باشند.

در اینجا میخواهیم راجع به یکی از مراحل یادگیری دیجیتال مارکتینگ، یعنی کارآموزی صحبت کنیم و دغدغه ها و چالش های مختلف کارآموزی دیجیتال مارکتینگ را باهم مرور کنیم. به نظرم مسیر یادگیری دیجیتال مارکتینگ از نقطه صفر یک مسیر یک ساله (۹ الی ۱۲ ماه ) است. اگر این مسیر را به ۴ بازه سه ماهه تقسیم کنیم کارآموزی در بازه دوم قرار دارد. توی بازه اول باید Self Study و خودآموز با مفاهیم آشنا بشی. بهتره همزمان یا بعد از آشنا شدن با مفاهیم در یک دوره دیجیتال مارکتینگ ( یه به صورت تخصصی تر سئو، شبکه های اجتماعی، محتوا و … ) شرکت کنی. بعدش وقت پیاده سازی عملی چیزایی هست که یادگرفتی که کارآموزی اینجا خیلی میتونه کمکت کنه! بعد از کارآموزی نوبت به توسعه مهارت ها و آشنایی های بیشتر میشه و بعدشم باید روی چیزهایی که یادگرفتی تسلط بیشتری پیدا کنی. اینجوری آماده ورود به بازارکار میشی.

در ادامه سوالات مهم حضور در دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ را از منظر خودم جواب دادم. پس با من همراه باشید :

 

کی باید وارد دوره کارآموزی دیجتال مارکتینگ بشیم؟

به نظر من بهترین زمان برای ورود به دوره کارآموزی بلافاصله بعد از شرکت در یک دوره آموزشی یا بعد از چندماه (مثلا ۲-۳ ماه) خود آموزی جدی است. معمولا دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ برای کسانی که صفر کیلومتر نیستند نتیجه بهتری می‌دهد. خود من هم بعد از ۳-۴ ماه خودآموزی و درگیری نسبتا جدی با دیجیتال مارکتینگ و حضور در یک دوره آموزشی ۱ ماهه سئو تصمیم به حضور به عنوان کارآموز دیجتال مارکتینگ در یک شرکت کردم و به نظرم آن زمان موقع فوق العاده خوبی برای این کار بود.

از طرفی باید توجه داشت که برخی از شرکت ها برنامه آموزشی جدی ندارند و صرفا بستری برای انجام امور در اختیار شما قرار می‌دهند، بنابراین اگر بدون هیچ پیش زمینه ای در این شرکت ها به عنوان کارآموز دیجیتال مارکتینگ وارد شوید احتمال عدم موفقیت‌تان زیاد است.

بهتر است ۱ الی ۳ ماه با حضور در یک دوره آموزشی یا به صورت خودآموز درگیری ذهنی خود را با مفاهیم و فضای دیجیتال مارکتینگ بیشتر کرده و سپس اقدام به شرکت در یک دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ کنید.

کارآموزی دیجیتال مارکتینگ کجا بریم؟

یکی دیگر از مسائلی که شما پس از تصمیم به شرکت در دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ با آن مواجه می‌شوید این است که چه مجموعه‌ای را برای گذراندن دوره انتخاب کنید؟ در اینجا من به چند فاکتور مهم در انتخاب مکان کارآموزی اشاره می کنم.

برای پیدا کردن مجموعه مناسب جهت گذراندن دوره کارآموزی بهتر است موارد زیر را در نظر بگیرید :

  • داشتن برنامه درست و اصولی آموزش
  • داشتن بستر مناسب برای کار عملی واقعی
  • شرایط مناسب با شخص (مکان فیزیکی، ساعت کار و …)
  • برند و حوزه کاری شرکت
  • مباحث مالی
  • استخدام بعد از دوره کارآموزی

 

کارآموزی دیجیتال مارکتینگ

 

بهترین جایی که میتوانید دوره کارآموزی خود را در آن بگذرانید جایی است که هم به شما آموزش بدهند، هم بستر لازم برای پیاده کردن و عملی کردن آموزش ها را در اختیار شما بگذارند هم حقوق نسبتا مناسبی بدهند و هم شرایط مناسبی با وضعیت شما داشته باشد و در پایان دوره نیز شما را استخدام کنند.

شرایطی بالا یک شرایط ایده‌آل است و به این معنی نیست که همه جا به این شکل دوره کارآموزی برگزار می‌شود. شاید از هر ۱۰۰ مجموعه تنها ۱ مجموعه تمام ویژگی های بالا را داشته باشد. اگر با چنین مجموعه ای برخورد کردید برای حضور در آنجا حتی یک لحظه هم درنگ نکنید.

معمولا آژانس های دیجیتال مارکتینگ مکان مناسبی برای گذراندن دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ هستنئد

از آن طرف هم، شرکتی که در هیچ یک از فاکتورهای بالا نمره قابل قبول نگیرد اصلا جای مناسبی برای گذراندن دوره کارآموزی بازاریابی دیجیتال نیست.

حالا اندکی درباره هر یک از این فاکتورها توضیح میدهم :

 

برنامه درست و اصولی آموزشی

برای رفتن به شرکت به عنوان کارآموز به برنامه آموزشی آنها دقت کنید. بعضی از مجموعه ها ساعت و روز مشخصی را به آموزش اختصاص می دهند. اما بعضی دیگر شاید برنامه منظمی نداشته باشند اما همیشه این آموزش به صورت انفرادی باید وجود داشته باشد.

 

بستر مناسب برای کار عملی

مهم ترین مزیت گذراندن دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ فرصت کار عملی کردن است. این مورد به قدری مهم است که اگر یک مجموعه تنها در این فاکتور نمره خوبی بگیرد، می‌تواند گزینه مناسبی برای دوره کارآموزی باشد.
یادم است زمانی که کلاس “بازاریابی پیشرفته” را در دانشگاه می گذراندم، به شدت دنبال شرکتی بودم که فقط این بستر را در اختیار من قرار دهد. هیچ چیزی بیشتر از این نمیخواستم.
مجموعه برگزار کننده کارآموزی باید بسترهای عملی و واقعی را برای کارکردن شما درنظر بگیرند. مثلا اگر در کارآموزی قرار است روی سئو کار کنید، باید روی پروژه های واقعی فعالیت کنید. یعنی به سایت دسترسی داشته باشید، محتوا را بهینه سازی کنید، بک لینک بسازید و فرآیند رپورتاژ آگهی را از نزدیک تجربه کنید. التبه این موارد را باید تحت نظر متخصص انجام دهید تا از خسارات احتمالی وارده تا حد زیادی جلوگیری شود.

 

شرایط برگزاری دوره کارآموزی

این مورد یک مساله کاملا شخصی است. اینکه چقدر شرایط شما با شرایطی که شرکت برای کارآموزی در نظر گرفته است هم راستا باشد نیز یکی از مواردی است که باید به آن توجه کنید.
کارآموزی حضوری است یا مجازی؟

چند روز در هفته و چند ساعت در روز باید حضور داشته باشید؟

محل فیزیکی شرکت کجاست و چه مدت زمانی را باید برای رسیدن به شرکت در راه باشید؟

صمیمیت و سخاوتمندی کارکنان شرکت در رابطه با شما چقدر است؟

و…

اینها همه مواردی است که باید برای کارآموزی دیجتال مارکتینگ به آنها دقت کنید.

 

برند و حوزه کاری شرکت

یکی دیگر از فاکتورهایی که بد نیست به آن توجه کنید برند شرکت است. اینکه در یک برند اسم و رسم دار و معروف کار کنید یا یک برند کوچک می تواند در رزومه شما تاثیر بگذارد.

از طرفی کار در یک برند بزرگ و مطرح هیجان انگیز است و از طرف دیگر فرصت یادگیری عملی بیشتری در یک مجموعه کوچک و چابک وجود دارد. ترجیح من در ابتدای کارآموزی آموزش و تجربه بیشتر و بیشتر است بنابراین اگر ببینم در یک مجموعه مطرح و بزرگ امکان یادگیری و تجربه عملی زیادی وجود ندارد چه بسا مجموعه کوچکتر را انتخاب کنم.

حوزه کاری شرکت نیز مهم است. به نظرم بهترین شرکت‌ها برای کارآموزی دیجیتال مارکتینگ آژانس های دیجیتال مارکتینگ هستند. چرا که معمولا روش ها و کانال های مختلفی را به کار میگیرند و هم با مجموعه‌هایی در حوزه های مختلف کاری همکاری می‌کنند.

 

دوره کاراموزی سئو

 

مثلا ما در تیم دیجیتال مارکتینگ حامین پروژه هایی در حوزه یراق آلات، کتاب، لوازم خانگی، آموزشی، لوازم تحریر، بازی فکری، دوربین مداربسته، طلا و جواهرات، تجهیزات شبکه، لوازم صنعتی، صنایع غذایی، انواع فروشگاه ها و … داریم. همین امر باعث می شود با انواع دغدغه ها در انواع کسب و کار ها مواجه شده و تجربه خوبی بدست بیاوریم.
اینکه حوزه کاری شرکت B2B یا B2C باشد، اینکه صنعتی یا عمومی باشد و اینکه حوزه مورد علاقه شما باشد یا خیر نیز می تواند در تصمیم گیری شما موثر باشد. اگر بین دو گزینه ماندید، به نظرم حوزه ای که نزدیک به علایق شما است میتواند گزینه مناسب تری باشد. حوزه های عمومی تر و B2C نیز برای شروع یادگیری و کارآموزی گزینه های مناسب تری به نظر می‌رسند.

 

مباحث مالی

در مورد مسائل مالی کارآموزی یا به طور خاص حقوق کارآموز دیجیتال مارکتینگ سه حالت کلی وجود دارد :

  1. از کارآموز پول دریافت می‌شود.
  2. از کارآموز پولی دریافت نمی‌شود و حقوقی نیز داده نمی‌شود.
  3. به کارآموز حقوق داده می‌شود.

هر سه حالت بالا نیز در بازار مرسوم بوده و رواج دارد. طبیعتا بهترین حالت برای کارآموز این است که حقوق دریافت کند.

تذکر مهم : پیشنهاد من این است که در ۱ سال اول آموزش که کارآموزی نیز جزء آن می باشد، مسائل مالی را در اولویت اول و دوم قرار ندهید. تا بتوانید بهره بیشتری از این دوران برده و چه بسا حقوق و درآمد بالاتری در سال های آینده به واسطه تخصص و تسلط بیشتر خود داشته باشید.

به نظر شرایط منطقی شرایطی است که در آن هزینه مختصری – در حد کمک به هزینه های ایاب و ذهاب و… – به کارآموز پرداخت شود.

 

استخدام بعد از دوره کارآموزی

یکی دیگر از نکات مهمی که هنگام تصمیم برای ورود به یک دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ باید درنظر داشته باشید شرایط استخدام پس از اتمام دوره است.
اینکه بتوانید بعد از دوره کارآموزی در همان شرکت (درصورت مساعد بودن شرایط) برای مدتی مشغول به کار شوید، امتیاز مثبتی تلقی می شود. اما باز هم نباید به عنوان فاکتور اولویت بالا به آن نگاه کنید. چه بسا بعضی اوقات رفتن به شرکتی دیگر به عنوان کارشناس بتواند جایگاه شغلی بهتری را برای شما فراهم کند.

 

هدف از برگزاری دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ

همان طور که شما برای شرکت در دوره کارآموزی اهدافی دارید، مجموعه برگزار کننده دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ نیز برای این کار هدفی دارد. دانستن هدف طرف مقابل میتواند به تصمیم گیری بهتر شما کمک فراوانی کند.

معمولا شرکت ها برای دو هدف عمده تصمیم به استخدام کارآموز میگیرند :

  1. پرورش نیروی مناسب برای آینده شرکتد
  2. استخدام نیروی کار ارزان قیمت

تعدادی از مجموعه ها نیروی متخصص دارند ولی نیاز به افزایش آن داشته، بنابراین با گرفتن نیروی کارآموز و پرورش آن نیروی متخصص موردنیاز خود را در آینده تامین میکنند.

به عنوان مثال یک شرکت متخصص سئو دارد اما نیاز به افزایش نیرو دارد یا نیروی فعلی قرار است که در آینده نزدیک از شرکت برود. به همین خاطر در فرصت باقی مانده دست به استخدام کارآموز و آموزش و آماده کردن آن برای آینده می زند.

در این مواقع در صورتی که عملکرد شما در دوره کارآموزی مثبت ارزیابی شود احتمال زیادی وجود دارد که در همان مجموعه تحت عنوان کارشناس استخدام و مشغول به کار شوید.

هدف دیگری شرکت ها از جذب کارآموز، انجام کار ها با هزینه پایین است.

خیلی از اوقات در فضای دیجیتال مارکتینگ کار ها به دو دسته تخصصی و روتین تقسیم بندی میشود. بعضی از شرکت ها برای انجام کارهای تخصصی از نیروی متخصص که معمولا گران قیمت است استفاده کرده ولی برای انجام کارهای روتین و معمولی از نیروهای کارآموز استفاده می کنند.

این کار نیز بین شرکت ها رایج بوده و چه بسا تصمیم منطقی نیز باشد. نکته حائز اهمیت در هنگام حضور در این شرکت ها به عنوان کارآموز این است که از برنامه آموزش مطمئن شوید یا بدانید که فردی در آن مجموعه است که در عمل به شما کمک کند.

به نظرم حضور در شرکتی که فقط کارهای روتین دارد گرچه باید به عنوان آخرین گزینه برای شما مطرح باشد اما باز هم بهتر از عدم رفتن به کارآموزی و در خانه نشستن است.

 

مدت زمان دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ

با تجربه ای که دربرگزاری چندین دوره کارآموزی سئو و دیجیتال مارکتینگ با مدت زمان های ۱ ماهه، ۲ ماهه، ۳ ماهه و … دارم بهترین نتیجه را از دوره ۳ ماهه کارآموزی دیجیتال مارکتینگ گرفته ام.
از نظر من حداقل ۲ ماه و حداکثر ۴ ماه برای یادگیری عملی دیجیتال مارکتینگ و آمادگی برای ورود به بازارکار زمان نیاز است.

 

چگونه بهره وری خود را در دوره کارآموزی بازاریابی دیجیتال افزایش دهیم؟

خیلی وقت ها ممکن است این سوال پیش بیاید که بهترین کار دردوره کارآموزی چیست؟ یا در دوره کارآموزی چه کاری کنیم؟

دوره کارآموزی یک فرصت بزرگ است برای آمادگی ورود به بازارکار. چرا ؟ چون کسی که شما را به عنوان کارآموز جذب کرده است پذیرفته است که شما می‌توانید اشتباه کنید. توقعات از شما پایین است. به راحتی می‌توانید سوال بپرسید و یاد بگیرید. درصورتی که شرایط استخدام به عنوان کارشناس لزوما این مزایا را ندارد. اگر من به شما حقوق کامل یک کارشناس سئو یا شبکه های اجتماعی یا دیجیتال مارکتینگ را بدهم طبیعتا انتظار دارم کار را به صورت دقیق و بی عیب و نقص (یا حداقل کم عیب و نقص) انجام دهید. هر اشتباهی پذیرفته نیست و همچنین گزارش پیشرفت کار را نیز از شما میخواهم. اگر بدون تجربه وارد این فضا شوید کار سختی در پیش دارید و کارآموزی باعث می‌شود که سختی کار برای شما کمتر شود.

 

کارآموزی دیجیتال مارکتینگ

به شخصه بزرگ ترین دغدغه خودم زمانی که میخواستم به بازارکار ورود پیدا کنم نداشتن “اعتماد به نفس” تنهایی کار کردن بود. یعنی فکر میکردم که تنهایی از پس یک پروژه سئو بر نمی‌آیم. در هفته های آخر کارآموزی بهتر است روی اعتماد به نفس خود کار کنید. یعنی خود را در شرایطی قرار دهید که انگار کسی نیست که به شما کمک کند. سعی کنید عمده مطالب را یاد بگیرید یا حداقل برای خودتان منبع های مناسب یادگیری (شامل سایت و شبکه های اجتماعی و … ) را شناسایی و دنبال کنید.

حتما اواخر دوره کارآموزی در گروه های تخصصی تلگرام عضو شوید. معمولا آنجا افرادی مشکلات و مسائل خود را مطرح کرده و افرادی دیگر پاسخ می‌دهند. علاوه بر اینکه می‌توانید مشکلات احتمالی خود را در آن گروه ها مطرح کنید، می‌توانید از صحبت های دیگران نیز استفاده کرده و مطالب ارزشمند زیادی را یاد بگیرید.

اگر در دوره کارآموزی به زمان حضور در شرکت و کارهای معمول اکتفا کنید احتمالا موفقیت چشم گیری را کسب نخواهید کرد. بلکه باید در کنار آموزش ها و کارهای معمول خودتان به شدت به دنبال مطالب جدید و آموزش های دیگر بروید. این کار ۲ مزیت ویژه دارد. اول اینکه از فرصتی که در آن دیگران توقع کمتری از شما دارند برای توسعه مهارت های خود استفاده می‌کنید. دوم اینکه در هنگام آموزش های جدید اگر به مشکل خوردید آن را با افراد خبره تر شرکت مطرح کرده و سوال می‌کنید.

در دوره های کارآموزی که من برگزار کرده ام کسانی که سوال بیشتری می پرسیدند و به صورت شخصی آموزش های مختلف دیگری می دیدند پس از دوره موفقیت های بیشتری کسب کردند.

 

چه مباحثی در دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ آموزش داده می‌شود؟

برنامه آموزشی هر مجموعه‌ای با مجموعه دیگر متفاوت است. معمولا شرکت های با توجه به نیازهای درون مجموعه‌ای خود برنامه آموزش به کارآموزانشان را طراحی میکنند. مثلا شرکتی که عمده کارش شبکه های اجتماعی است معمولا مباحثی نظیر طراحی کاور و پست، کپشن نویسی و … را بیشتر مدنظر قرار می‌دهد. یا مجموعه‌ای که پروژه هایش بیشتر حول محور سئو می چرخد مباحثی نظیر سئو داخلی و خارجی، بکلینک و رپورتاژ آگهی، سئو محتوا و … را آموزش می‌دهد.

 

 

دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ حامین

ما در تیم دیجتال مارکتینگ حامین دوره های کارآموزی برگزار میکنیم. معمولا طول دوره ها ۳ ماه هست و کار هم به صورت حضوری و تمام وقت هست. یک ماه اول تمرکز بیشتر روی آموزش مفاهیم و اصول پایه و کم کم کار کردن جدی روی پروژه ها و واگزاری کامل یک سری از کارها را توی برنامه‌مون داریم.

 

قسمتی از برنامه آموزشی دوره کارآموزی حامین

 

 

 

بیشتر تمرکز ما در دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ روی مبحث سئو هست، البته مباحث سوشال مدیا، محتوا، ادوردز، پرفورمنس مارکتینگ، وردپرس و … رو هم کار می‌کنیم اما به شدت سئو نه !

از علاقه‌مندان به حضور در دوره کارآموزی دیجیتال مارکتینگ و سئو هم دعوت میکنیم تا با ما در ارتباط باشند و اگر شرایطی فراهم شد در خدمتشون باشیم.

ما در حامین تضمین استخدام نداریم ولی اکثر قریب به اتفاق افرادی که در دوره های مختلف کارآموزی حامین شرکت کرده اند بلافاصله (یا در حامین یا در مجموعه‌ای دیگر) مشغول به کار شدند.

 

فرم درخواست کارآموزی

  • Date Format: DD slash MM slash YYYY

ادامه مطلب

راهنمای عملی تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ

استراتژی دیجیتال مارکتینگ

برای شروع هرکاری به صورت اثربخش و کارآمد نیاز به برنامه ریزی داریم. هرچقدر کاری که میخواهیم انجام دهیم جدی تر باشد اهمیت برنامه ریزی برای آن نیز پررنگ تر می شود.

ورود به دنیای بازاریابی دیجیتال نیز یکی از کارهایی است که نیاز به برنامه ریزی دقیق و جامع دارد. در واقع ما بایستی رویکرد خودمان را در هنگام ورود به این حوزه و ادامه مسیر مشخص کنیم. این رویکرد اگر چه بلندمدت است ولی به دلیل سرعت بالا تغییرات در این حوزه ممکن است در بازه های زمانی کوتاه تر نیز دستخوش بازنگری و تغییرات شود.

وقتی از استراتژی دیجیتال مارکتینگ صحبت میکنیم در واقع از برنامه ای صحبت میکنیم که در آن وضعیت خودمان را به عنوان نقطه A  دیده ایم، وضعیت مطلوبمان را به عنوان نقطه B نیز مجسم کرده ایم و مسیر حرکت از نقطه A به نقطه B را نیز برای خودمان مشخص کرده ایم. منظورمان از مسیر این است که با توجه به توان و بضاعتمان در چه زمانی، برای چه هدفی، از چه ابزاری به چه شکلی باید استفاده کنیم.

در این مطلب میخواهیم قدم به قدم مراحل طراحی استراتژی دیجیتال مارکتینگ را با هم طی کنیم. پس تا انتها همراه ما باشید.

 

تجزیه و تحلیل موقعیت فعلی

اولین قدم برای طراحی یک استراتژی موفق در بازاریابی دیجیتال تجزیه و تحلیل موقعیتی است که اکنون در آن قرار داریم. در این مرحله ما باید به سراغ مشتریانمان برویم، رقبا را از زیر ذره بین رد کنیم، بازار را تحلیل کرده و شرایط خودمان را نیز روی کاغذ بیاوریم.

۱٫ مشتریان

 

تعریف بازار هدف

در خصوص مشتریان باید به این سوال پاسخ دهید که مشتریان شما چه کسانی هستند. در واقع باید بازارهدف خودتان را مشخص کنید. باید حواستان باشد که در ابتدای کار به دنبال کسب رضایت همه نباشید، در واقع بهتر است قسمتی از بازار را انتخاب کرده و به طور مشخص روی همان قسمت کار کنید. در این حالت میتوانید استراتژی بهتر و کارآمدتری برای خودتان ترسیم کنید. (برای اطلاعات بیشتر و تخصصی تر میتوانید مفهوم segmentation را دنبال کنید)

به عنوان مثال اگر در حوزه تعمیرات موبایل کار میکنید بهتر است که یک برند خاص را برای شروع انتخاب کنید، مثلا فقط تعمیرات گوشی های شیائومی را انجام دهید. یا اگر در حوزه فروش لوازم یدکی خودرو کار میکنید از لوازم یدکی ماشین های چینی (یا حتی فقط یکی از آنها مثلا برلیانس) شروع کنید.

از این مدل با عنوانی همچون “نیچ مارکت” یاد میکنند.

اگر به کسب و کاری همچون دیجی کالا هم نگاه کنید در اول مسیر خودش به سراغ کالاهای دیجیتال نظیر موبایل و لپ تاپ و … رفته بود. اما امروز گستره محصولاتش از شیرمرغ تا جون آدمیزاد را دربر میگیرد.

شناخت کامل مشتریان

پس از انتخاب بازارهدفتان باید به سراغ شناخت کامل و دقیق آنها بروید. باید ببنید که این دسته از مشتریان چه اهداف و آرزوهایی دارند؟ انگیزه های آنان چیست؟ ترس ها و غم های آنها چیست؟ ترجیحات آنها به کدام سمت است؟ رفتار آنلاین ها به چه شکل است؟ حضور آنها در رسانه های اجتماعی به چه شکل است؟ چه پیج ها و کانال هایی را دنبال می کنند؟ و ده ها سوال دیگر که متناسب با حوزه فعالیت بیزینس میتوان طرح کرد.

 

۲٫ بررسی رقبا

پس از انتخاب بازار هدف و شناخت مشتریان باید به سراغ رقبا بروید. رقبای خودتان را احصاء کنید. رقبای شما چه کسانی هستند؟ آنها چه استراتژی هایی را دنبال می کنند؟ تمرکز فعالیت های آنلاین آنها بر روی چه کانال هایی است؟ سهم هر یک از رقبا در بازار چقدر است؟

در این قسمت بهتر است تمامی کانال های بازاریابی و ابزارهای مختلف نوشته شده و مشخص کنیم که هریک از رقبا در کدام یک از این کانال ها فعال هستند.

رقبا را با توجه به نوع بیزینس می توانید در دسته بندی های مختلفی قرار دهید. یکی از این دسته بندی ها تخصصی یا عمومی بودنشان است. اگر شما در حال فروش دوربین عکاسی هستید دیجی کالا یک رقیب عمومی و نورنگار یک رقیل تخصصی برای شما به حساب می آید.

 

شما میتوانید رقبای خود را در ۳ یا ۵ دسته از نظر قدرت نیز تقسیم بندی کنید. رقبای قدرمند، متوسط و ضعیف در هر دسته بین ۱ تا ۵ رقیب را قرار دهید. البته این دسته بندی از نظر قدرت را بعضی از اوقات باید کانال به کانال انجام دهید. مثلا یکی از رقبای شما در کانال سئو جزو رقبای قدرتمند است ولی در شبکه های اجتماعی در دسته ضعیف قرار میگیرد. توصیه ما نیز همین است که رقبا را کانال به کانال بررسی و دسته بندی کنید.

 

 

نتیجه ای که این دسته بندی برای شما خواهد داشت این است که هم دید بهتر و جامع تری از رقبایتان کسب می کنید و هم میتوانید برنامه هایتان را به صورت فاز به فاز برای جلو افتادن از هر دسته از رقبا تنظیم کنید.

حواستان باشد که در این بررسی هم نقاط قوت را درنظر بگیرید و هم نقاط ضعف را.

۳٫ بازار

پس از مشتریان و رقبا بایستی نگاهی به بازار نیز داشته باشید. بازاری که در آن میخواهید فعالیت کنید را مورد توجه قرار بدید و اطلاعات جامعی را نسبت به آن کسب کنید.

در بعضی از بازارها سیاست ها و قوانین خاصی وجود دارد. بعضی از بازارها موارد مالیاتی به خصوصی دارند. در بعضی از قسمت ها ممکن است انحصار وجود داشته باشد و بعضا فعالیت حول یک موضوع در دست مافیا خاص آن حوزه باشد. بعضی از بازارها پول نقد حرف اول را میزند و در بعضی از بازارها خرید عمده !

خلاصه اینکه باید بازاری که در آن قرار است کار کنید را نیز به خوبی بشناسید. در این خصوص پیشنهاد میکنیم که تحلیل  PESTEL را مد نظر قرار دهید.

وضعیت خودمان

در آخرین قسمت از مرحله تجزیه و تحلیل موقعیت نیز باید به خودمان نگاهی دقیق داشته باشیم. نقاط قوت و ضعفمان را بنویسیم و شایستگی های کلیدی مان مشخص کنیم که در آینده بتوانیم بر روی آنها حساب ویژه ای باز کنیم.

 

مشخص کردن هدف

پس از اینکه موقعیت خودمان را تجزیه و تحلیل کردیم به سراغ مشخص کردن هدف می رویم. اینکه ما در آینده می خواهیم به چه جایگاهی برسیم. هر چقدر هدفی که انتخاب می کنیم شفاف تر باشد برای طراحی استراتژی هم راحت تر هستیم و هم درصد خطا و ابهام پایین می آید.

نکته ای که باید در اینجا به آن اشاره کنیم این است که هدف با چشم انداز فرق می کند. چشم انداز معمولا یک افق بلند مدت و آرمانی است اما هدف در افق زمانی کوتاه تری نسبت به چشم انداز تعیین میشود و به واقعیت ها بسیار نزدیک تر است. در تدوین استراتژِی دیجیتال مارکتینگ اگرچه نیم نگاهی به چشم انداز کسب و کار داریم اما آن چیزی که مدنظر قرار می دهیم هدف است.

احتمالا نام مدل SMART در هدف گذاری را شنیده باشیم. خوب است که اهدافمان را بر اساس این مدل تعیین کنیم. به طور خلاصه هدفمان خاص و شفاف و دارای زمانبندی مناسب باشد و قابل دسترسی باشد.

مثلا اینکه هدف گذاری کنیم که یک فروشگاه اینترنتی جامع میخواهیم داشته باشیم که با بودجه و سرمایه ای ۲۰۰ میلیون تومانی، ظرف ۳ ماه آینده از دیجی کالا جلو بزند هدفی غیرقابل دسترس است.

هدف گذاری نیز خیلی از اوقات در کانال های مختلف به صورت خاص صورت می پذیرد. مثلا در کانال سئو یک هدف مناسب میتواند این باشد که با ۲۰ کیورد نسبتا پر رقابت (این کلمات کلیدی از قبل مشخص شده اند) ظرف ۱۰ ماه آینده در صفحه اول نتایج جستجوی گوگل دیده شویم.

نکته قابل توجه دیگر اینکه همانطور که در تعریف دیجیتال مارکتینگ میگوییم ” رسیدن به اهداف بازاریابی کسب و کار با استفاده از ابزارهای دیجیتال” باید دقت کنیم که اهداف بازاریابی دیجیتال در راستای اهداف بازاریابی سازمان یا کسب و کار تعریف می شوند و در واقع چیزی جز آن نیستند. اهداف بازاریابی نیز به صورت خیلی کلان میتوانند زیرمجموعه ای از فروش، برندینگ، افزایش ارتباطات، رهبری بازار و … باشند.

 

مشخص کردن تاکتیک ها

پس از مشخص شدن وضعیت خودمان و تعیین هدف حالا وقت آن فرا رسیده است که وسیله و ابزار و تاکتیک برای رسیدن به این اهداف را مشخص کنیم.

تاکتیک ها بر دو نوع کلی و تخصصی تقسیم بندی میشوند تاکتیک های کلی یک، دو یا سه کانال اصلی بازاریابی دیجیتال را برای بیزینس ما مشخص می کنند و از این طریق مشخص می شود که قرار است تمرکز ما بر روی چه کانال هایی باشد. در حالت دوم ما تاکتیک یا تاکتیک های اصلی خودمان را برای هر کانال مشخص میکنیم. مثلا مشخص میکنیم که تاکتیک ما برای SEO چگونه است یا اینکه چه روش کاری را برای Social Media  در نظر داریم که انجام دهیم. یا در تبلیغات اینترنتی چه روشی را اتخاذ میکنیم. در این حالت بعضی مواقع از استراتژی سئو یا به طور مثال استراتژی حضور در شبکه های اجتماعی و … نیز یاد میکنیم. سعی میکنیم که در مطالبی جداگانه به استراتژی ها خاص هر کانال نیز بپردازیم.

 

تعدادی از ابزارها و کانال هایی که در استراتژی دیجیتال مارکتینگ از آنها استفاده می کنیم عبارتند از :

 

  • سئو (بهینه سازی وب سایت برای موتورهای جستجو)
  • بازاریابی شبکه های اجتماعی
  • بازاریابی موتورهای جستجو
  • بازاریابی محتوایی
  • بازاریابی پیامکی
  • ایمیل مارکتینگ
  • پوش نوتیفیکیشن
  • تیلیغات آنلاین
  • بازاریابی ارجاعی

و ..

 

تاکتیک مناسب تاکتیکی است که بر مبنای کسب و کار، بودجه، توانایی ها و انرژی اتخاذ شود. نکته مهم در این خصوص بحث بودجه است. در اکثر  مواقع کسب و کار ها با کمبود بودجه و نقدینگی مواجه هستند و به دریای بی نهایتی از منابع مالی متصل نیستند. در این مواقع است که هنر یک دیجیتال مارکتر یا استراتژیست بازاریابی دیجیتال نمایان میشود. مساله مهم این است که به هرکانال بازاریابی چه مقدار بودجه برای چه کاری و در چه زمانی اختصاص بدهیم.

در این قسمت ما مشخص میکنیم که برای اهداف مختلف بازاریابی کسب و کار از چه ابزاری باید استفاده کنیم. چه ابزاری برای فروش مناسب است؟ چه ابزاری برای برندینگ مناسب است؟ چه ابزاری برای جذب مشتری جدید و چه ابزاری برای بازگشت مشتری مناسب است؟

مساله دیگری که باید به آن توجه کنیم موضوع آمیخته بازاریابی است. آمیخته بازاریابی که از آن با ۴P (Marketing Mixed) یاد می شود توجه به چهار مساله اساسی دارد :

  • محصول            Product
  • قیمت              price
  • توزیع               Place
  • ترویج              Promotion

 

آمیخته بازاریابی 4p

بحث آمیخته بازاریابی یکی از مباحث اساسی و جزء اصول بازاریابی است که توضیح مفصل آن در این مجال نمی گنجد ولی پیشنهاد اکید می‌کنیم که حتما آن را مطالعه کنید.

 

اندازه گیری نتایج و تحلیل

گام بعدی در تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ مشخص کردن شاخص های کلیدی عملکرد یا به اصطلاح KPI است. KPI در واقع یک شاخصی است که ما برای فهمیدن اینکه آیا در مسیر درستی در حال حرکت هستیم یا نه از آن استفاده میکنیم. مثلا در مورد شبکه های اجتماعی یکی از KPI ها میتواند تعداد فالوور باشد. به طور مثال ما پس از تحلیل و بررسی به این نتیجه می رسیم که باید با تولید محتوای ارزشمند و مستمر فالوور های صفحه اینستاگرام خود را طی ۶ ماه به ۱۰ هزار عدد برسانیم. یکی از KPI ها میتواند تعداد فالوور باشد، به طور معمول در این حالت اگر همه چیز خوب پیش برود ما باید ماه دوم حداقل ۲ هزار فالوور داشته باشیم. اگر این تعداد فالوور داشتیم، می فهمیم برنامه دارد خوب پیش می رود اگر نداشتیم متوجه می شویم که یک جای کار می لنگد و باید در صدد اصلاح آن برآییم.

اندازه گیری نتایج مساله بسیار مهمی است که اغلب از آن غافل می شویم. اندازه گیری نتایج به ما میگوید که آیا به هدفمان نزدیک می شود یا خیر؟ و با چه سرعتی داریم به آن نزدیک می شویم. پس از تدوین استراژی و در مرحله اجرا باید در بازه های زمانی مشخص و مختلفی نتایج بدست آمده را اندازه گیری کنیم.

پس از اندازه گیری نتایج نکته اصلی تحلیل و ارزیابی آنهاست. با اندازه گیری نتایج ما به یک سری اعداد و ارقام میرسیم. اما این اعداد و ارقام چه معنی دارند؟ اینجا باید بنشینیم و این اعداد را بررسی کرده و تحلیل کنیم و از دل آنها تصمیم بیرون بیاوریم.

مثلا ما در قسمت اندازه گیری نتایج پس از بررسی دیتای گوگل آنالیتیکس می‌فهمیم که میانگین page per visit سایت ما ۲٫۶ و میانگین بانس ریت ما ۸۹% است. تا اینجای کار ما فقط دو عدد داریم. سوال اینجاست که این دو عدد چه معنی دارند؟ آیا این نشان می دهد که سایت ما در وضعیت خوبی قرار دارد یا خیر؟

نکته قابل توجه این است که اعداد یکسان در بیزنس های مختلف معنی متفاوتی دارند. مثلا اگر Page per visit به صورت میانگین ۲ باشد ممکن است در یک سایت بد و در یک سایت دیگر قابل قبول و حتی خوب است. پس حتما باید این اعداد را برای بیزینس خودمان تفسیر و تحلیل کنیم و سپس در صدد بهبود این نتایج اقدامات لازم را انجام دهیم.

 

در آخر نیز با توجه به اینکه سرعت تغییرات در حوزه کسب و کارهای آنلاین معمولا بالا است باید به صورت دوره ای استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود را مرور کرده و با توجه به وضعیتی که خود، رقبا و بازار در آن قرار دارد، تغییرات و اصلاحات لازم را انجام دهیم.

 

 

تیم دیجیتال مارکتینگ حامین میتواند شما را در تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ کمک کند. با ما در ارتباط باشید

ادامه مطلب

۹ نکته فوق العاده موثر در طراحی لندینگ پیج

لندینگ پیج به معنی صفحه ای است که مخاطب از یک مکان دیگر به این صفحه در سایت شما هدایت میشود. طراحی صفحه فرود خوب یکی از مهم ترین مواردی است که به بهبود نرخ تبدیل (Conversion Rate) سایت شما کمک کرده و باعث می شود فروش و درآمدتان را بهبود ببخشید.

 

در این مطلب میخواهیم آناتومی و نکات مهم در طراحی یک لندینگ پیج فوق العاده را با هم مرور کنیم.

 

 

۱٫ لندینگ های کلی یا خاص

 

یکی از اولین تصمیم گیری ها برای طراحی صفحه فرود این است که مخاطب را به یک صفحه کلی مثلا کتگوری هدایت کرده یا آن را در یک صفحه خاص مثلا صفحه محصول فرود آورید.

جواب به این سوال مهم بستگی به نقطه تماس شما با مخاطب دارد. یعنی مخاطب از چه طریقی به لندینگ پیج شما هدایت می شود. در واقع هدف کاربر از ورود به لندینگ پیج شما چیست.

مثلا در تبلیغات فیسبوک، لینکدین یا تبلیغات بنری سایت های ایرانی معمولا صفحه فرود روی کتگوری ها و صفحات کلی بسته شده و در لندینگ های سئویی و ادوردزی فوکوس روی راه حل نهایی (احتمالا صفحه محصول یا خدمت خاص) صورت میگیرد.

 

 

۲٫ مهم ترین جملات در بالایی ترین قسمت لندینگ پیج

 

لندینگ پیج خودتان را با مقدمات بیهوده و کسل کننده شروع نکنید، مخاطب حوصله خواندنشان را ندارد. بلکه مهم ترین ارزش پیشنهادی تان را در همان قسمت های بالایی و اولیه به صورت واضح و شفاف بیان کنید.

اگر فروشگاه هستید و در حال برگزاری یک جشنواره یا کمپین هستید شعار کمپین یا مزیتی که آن کمپین نسبت به بقیه دارد یا به عبارتی همان حرف اصلی کمپین تان را همان اول بزنید تا مخاطب با خیال راحت تری از اینکه جای درستی آمده است ادامه صفحه شما را هم ببینید

 

 

۳٫ حتما به طراحی ریسپانسیو توجه کنید

 

 

لندینگ پیج ریسپانسیو

اولا که در اکثر قریب به اتفاق بیزینس ها وسایت ها سهم بیشتری از بازدیدها به بازدید از طریق گوشی موبایل اختصاص دارد. پس باید برای موبایل طراحی جذابی را ارائه کرد.

دوما باید دقت کنیم بعضی از المان هایی که در طراحی دستکتاپ در مکان مناسبی از سایت قرار گرفته اند ممکن است در موبایل در قسمت های پایین تر قرار گرفته و عملا کارایی خود را از دست بدهند.

سوما مخاطبانی که با موبایل می آیند معمولا حوصله کمتری دارند، پس یک سری از توضیحات را میتوان فقط در نسخه دسکتاپ به مخاطب نمایش داد.

 

 

۴٫ فوکوس تصویری مناسب

 

باز هم برای اینکه مخاطب سریعتر متوجه بشود که جای درستی آمده و این صفحه همان چیزی است که میخواهد، بهتر است از المان های تصویری درستی بهره بگیرید. به عنوان مثال اگر در حال پیش فروش گوشی جدید شیائومی هستید بهتر است یک تمرکز تصویری خوبی روی عکس گوشی جدید در همان ابتدای صفحه داشته باشید. البته استفاده درست از تصاویر نباید به قسمت ابتدایی لندینگ پیج‌تان محدود شود و بهتر است که در تمام لندینگ در جاهای مناسب از تصویر مناسب استفاده کنید.

مثلا جایی که از ویژگی ها صحبت میکنید تصویری که ویژگی ها را نشان میدهد را قرار دهید. به عنوان مثال اگر راجع به دوربین ۲۴ مگاپیکسلی شیائومی حرف میزنید میتوانید موبایل را در حال گرفتن عکس یا فیلم نشان دهید. در این حالت میتوانید حس استفاده از گوشی را به مخاطبانتان القا کرده و آنها را بیشتر به خرید ترغیب کنید.

 

 

فوکوس تصویری مناسب در لندینگ پیج

 

۵٫ تمرکز بر منافع نسبت به تمرکز بر ویژگی

 

احتمالا جمله بالا را قبلا شنیده اید که به جای اینکه روی ویژگی ها کارکنید روی منافع کار کنید. البته به نظرم کلمه “به جای” عبارت مناسبی نیست و باید بگوییم “بیشتر از” اینکه روی ویژگی ها مانور بدهید روی منافع مانور بدهید.

در همان مثال گوشی شیائومی :

– ویژگی : مجهز به دوربین ۲۴ مگاپیکسل
+ منفعت : گرفتن عکس هایی در حد دوربین کنون ۷۰۰D
– ویژگی : دارای بدنه فلزی مقاوم
+ منفعت : آسوده خاطر بودن از شکسته نشدن کوشی
– ویژگی : صفحه تاچ نانو
+ منفعت : عدم باقی ماندن رد انگشت روی صفحه و تمیز ماندن آن

 

ویژگی ها و منافع

 

۶٫ استفاده از ” یک ” کال تو اکشن

 

کال تو اکشن ( CTA ) یا همان دعوت به اقدام به این معنی است که شما از کاربران بخواهید که یک کاری را انجام دهند. مثلا آنها را دعوت به خرید کنید یا دعوت به ثبت نام در خبرنامه یا ثبت نام در یک ایونت یا حتی بازدید از صفحه یا عضویت در پیج اینستاگرام یا به اشتراک گذاشتن یک مطلب کنید.

در طراحی یک لندینگ پیج خوب باید توجه داشته باشید که مخاطب را با تعداد زیادی CTA سردرگم نکنید. استفاده از تنها یک کال تو اکشن باعث میشود که مسیر مخاطب واضح تر شده و حواس آن کمتر پرت شود.

البته اشتباه نشود، شما میتوانید یک کال تو اکشن را در چندین جای متن به کار ببرید. و همچنین میتوانید یک کال تو اکشن را با چند عنوان مختلف استفاده کنید. به عنوان مثال برای ثبت نام در یک رویداد میتوانید یکبار از “همین حالا ثبت نام کنید” و یک بار از “ثبت نام رایگان در رویداد” و یک بار از “در رویداد شرکت میکنم” استفاده کنید. ولی استفاده از “خرید دوره جامع” یا “عضویت در خبرنامه” در کنار موارد قبلی کار درستی به نظر نمی رسد.

 

 

۷٫ استفاده از نظرات مشتریان

 

حدود ۷۰ درصد از افراد قبل از خرید یک محصول به نظرات دیگران درباره آن محصول توجه می کنند. طبق نظریه تائید اجتماعی نیز وقتی یک فرد ارزش یا اقدام صحیح را نسبت به موضوعی نداند به این نگاه میکند که دیگران نسبت به آن موضوع چه نظر و چه رفتاری دارند.

بر همین اساس استفاده از نظرات مشتریان که به اصطلاح به آن تستیمونیال Testimonial هم می گویند، میتواند به مخاطب شما برای یک اقدام خاص اطمینان بیشتری بدهد.

 

نظرات مشتریان در لندینگ پیج

در طراحی لندینگ پیج بهتر است در قسمت های پایین تر صفحه از این مورد استفاده کنید و نظرات مشتریان قبلی را بیاورید. نمایش این نظرات در قالب ویدئو بیشترین تاثیر را دارد اما اگر نشد می توانید از فرمت های صوت و متن هم استفاده کنید.

 

 

۸٫ دادن تضمین یا ضمانت نامه

 

در بعضی از مواقع و در ارتباط با بعضی از محصولات شما میتوانید از ضمانت نامه یا گارانتی هم استفاده کنید. این مورد باعث کاهش ریسک مخاطب در هنگام تصمیم گیری می گردد.

مثلا اگر شما یک دوره آموزشی برگزار میکنید میتوانید جلسه اول را رایگان گذاشته یا ضمانت بازگشت وجه در صورت نارضایتی را بدهید.

اگر محصولی فیزیکی در سایت شما به فروش می رسد و دارای گارانتی نیز هست محتما مورد گارانتی را به وضوح و درجای مناسب خود ذکر کنید.

 

 

۹٫ استفاده از داستان سرایی

 

در نوشتن متن تبلیغاتی لندینگ پیج میتوانید از داستان سرایی یا Story Telling بهره ببرید. تجربه نشان داده است که افراد هنگام شنیدن یک داستان بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرند. پس اگر محصول یا خدمتتان به نحوی بود که امکان داستان سرایی درباره آن وجود داشت حتما در جای مناسب از داستان سرایی استفاده کنید.

 

ادامه مطلب

دیجیتال مارکتر کیست ؟

وقتی به یکی می گوییم آشپز یعنی کارش آشپزی است. یعنی اصول آشپزی را میداند، مواد غذایی را می شناسد، ترکیب خوش طعمی از مواد میتواند درست کند و حتی با خواص هر غذا آشنایی دارد و می تواند تشخیص دهد از چه غذایی باید در مهمانی ها استفاده کرد.

از چه غذایی باید در صبح ها مصرف کرد و چه غذاهایی را میتوان در زمان بسیار کمی جلوی یک مهمان ناخوانده گذاشت. مانند مثال بالا وقتی به یکی می گوییم دیجیتال مارکتر یعنی کارش دیجیتال مارکتینگ است.

در این مطلب از سلسله مطالب دوره آموزشی دیجیتال مارکتینگ میخواهیم در رابطه با ویژگی های یک دیجیتال مارکتر بیشتر آشنا شودیم.

 

دیجیتال مارکتر کسی است که با علم بازاریابی آشنایی دارد و ابزار ها و کانال های دیجیتال را نیز میشناسد. دیجیتال مارکتر باید به درستی بتواند اهداف بازاریابی شرکت را درک کند و برای آن استراتژی بازاریابی دیجیتال طراحی کند.

به صورت ساده تر یک دیجیتال مارکتر می داند برای رسیدن به چه هدفی باید در چه زمانی و در چه مکانی برای چه مخاطبی از چه ابزاری استفاده کند. به فرض مثال اگر هدف فعلی بازاریابی یک کسب و کار “آگاهی از برند” یا ” Brand Awareness ” است، بازاریاب دیجیتال باید تشخیص دهد که :

  • برای اینکار بهتر است از شبکه های اجتماعی استفاده کند یا سئو یا هر ابزار دیگری ؟
  • اگر قرار است از شبکه های اجتماعی استفاده کند در کدامیک از آن شبکه ها باید فعالیت کند؟
  • مخاطبان ما در کدام شبکه اجتماعی هستند؟
  • اگر قرار باشد در اینستاگرام تبلیغ کنیم در کدام پیج اینستاگرام باید تبلیغ کنیم؟
  • محتوای تبلیغ ما باید چه پیامی داشته باشد و به چه شکلی طراحی شود؟
    و ده ها موضوع دیگر.

وظایف دیجیتال مارکتر

 

مهارت های مورد نیاز یک دیجیتال مارکتر چیست ؟

 

به خاطر اهمیت موضوع دوباره می گوییم که بر یک دیجیتال مارکتر واجب است که بازاریابی بداند. علاوه بر آن یک بازاریاب دیجیتال باید انواع و اقسام ابزارها و کانال های دیجیتال را بشناسد. البته منظورمان از شناخت دانش حداقلی مورد نیاز برای هر ابزار است.

انتظار نمیرود که یک بازاریاب دیجیتال در حوزه سئو حرفه ای ترین باشد، در حوزه شبکه های اجتماعی فوق العاده باشد، کپی رایت عاااای داشته باشد، بتواند ایمیل مارکتینگ بی نظیری انجام دهد و همزمان متخصص گوگل ادوردز هم باشد.

انتظار از یک دیجیتال مارکتر این است که سئو را بشناسد، شبکه های اجتماعی را تا حدودی درک کند، ایمیل مارکتینگ را بداند و از اصول کلی ادوردز باخبر باشد. این آشنایی باید در حدی باشد که بداند آن ابزار در موقعیت فعلی چقدر به درد کسب و کار میخورد و با چه استراتژی هایی باید از آنها برای رسیدن به اهداف بازاریابی مان استفاده کنیم !

 

البته به طور جدی پیشنهاد میکنیم که اگر قصد دارید یک دیجیتال مارکتر خوب شوید حداقل در یک یا دو ابزار و کانال به صورت حرفه ای کار کنید و متخصص آن شوید.

 

نکته : در بازار ایران معمولا برای ورود به یک کسب و کار نیاز به یک قلاب دارید، آن قلاب مهارت حرفه ای و ویژه شما در یک حوزه خاص است.

 

تقریبا دیجیتال مارکتینگ برای هر کسب و کاری قابل پیاده سازی و اجراست. هر کسب و کار با هر حوزه کاری و هر مخاطبی میتواند از دیجیتال مارکتینگ بهره ببرد. اما شکل پیاده سازی دیجیتال مارکتینگ و میزان تاثیر آن در کسب و کار های مختلف با هم فرق می کند.

برای مثال یک کسب و کاری که در حوزه ماشین های لیفتراک یا سنگ های ساختمانی کار میکند از یک وبسایت صرفا به عنوان یک بروشور تبلیغاتی استفاده می کند، اما همین وبسایت با شکل و طراحی مختلفی میتواند حکم فروشگاه را برای کسب و کاری دیگر داشته باشد.

یا شبکه های اجتماعی برای یک بیزینس B2B میتواند در نقش روابط عمومی ظاهر شود اما در بیزنس فروش کیف و کفش میتواند مهم ترین نقش بیزینس یعنی فروش را ایفا کند.

به همین دلیل حرکت به سمت دیجیتال مارکتینگ به همه کسب و کار ها پیشنهاد میشود ولی نه به یک شکل. متخصص و استراتژیست دیجیتال مارکتینگ میتواند تشخیص دهد که برای آن کسب و کار چه استراتژی میتواند مناسب باشد.

 

 

 

شرایط مد نظر شرکت ها برای استخدام دیجیتال مارکتر

در این قسمت برای اینکه با فضای واقعی کسب و کارها در جذب موقعیت شغلی کارشناس یا مدیر دیجیتال مارکتینگ بیشتر آشنا شویم چند نمونه از آگهی های استخدامی که در بهمن ماه ۱۳۹۸ در سایت های کاریابی منتشر شده اند را برای شما می آوریم. سه نمونه از قسمت مهارت های مورد نیاز از ۳ آگهی را در بالا مشاهد می کنیم. در این رابطه گفتن چند نکته خالی از لطف نیست.

 

 

 

 

 

نکته اول اینکه معمولا آگهی ها مقداری پر و پیمان نوشته می شوند پس خیلی نترسید!

حقوق یک کارشناس برای موارد بالا معمولا بین ۲ الی ۴ میلیون تومان در شرکت های معمولی و متوسط است و برای موقعیت شغلی مدیر دیجیتال مارکتینگ ممکن است تا ۷-۸ میلیون تومان هم بالا برود. البته حقوق به موارد متعددی بستگی دارد که یکی از آنها میزان تجربه و سابقه کاری شما است. پس برای شروع انتظار موقعیت شغلی خیلی خوب و حقوق بالا را نداشته باشید. با بالا رفتن سابقه و توانایی های شما قطعا موقعیت های شغلی و درآمدی بهتری برای شما فراهم خواهد شد.

نکته سوم اینکه این آگهی ها برای استخدام است در صورتی که خیلی ها ممکن است به صورت فریلنسری کار کنند که شرایط آن موقع فرق میکند!

نتیجه گیری :
اگر بخواهیم صحبت های بالا را خیلی خلاصه جمع بندی کنیم میتوانیم بگوییم که:

یک دیجیتال مارکتر باید اول از همه مارکتینگ بداند، در مرحله دوم کانال ها و ابزار های دیجیتال را بشناسد و بداند هر کدام چه کارکردی دارند و در مرحله آخر بتواند با توجه به اهداف بازاریابی یک کسب و کار استراتژی مناسب برای استفاده از ابزارهای مختلف را ارائه کند.

منبع: contentop

ادامه مطلب